معلوم است در این هوا شتر ها دلشان پرواز میخواهد،ماهی ها دلشان گریه و من دستانی گرم...!
*هی ابر..ای بشارت باران..چه چیزی تورا آنقدر سنگ کرده؟ ایا دل سیاهت از آهٍ من خواهد سوخت؟
کبریت هایم خیس شده اند بی آنکه بارانی باریده باشد.!
ت
شب...درست همین امشب
سایه ام را در گلدانی دفن میکنم
تا ریشه ببندم
گل خواهم داد ،شاید فردا اما...
سنگ سه روزه برگشته خونه..دلتنگ شده!
اینچیه دستت؟
-سنگ
از کجا آوردیش
-زمین
واااااا..!!!
*یه وای بی انتها میگم در حد ماتیز میشنوی!!
باور کن!