انسانها میمیرند بدون اینکه روزی را خوشبخت زندگی کرده باشن!
قلبی دارم به شکل سنگ یا شاید تنها سنگی باشد به شکل قلب.!
دلمرده شده ام میخواهم بروم از اینجا..بازهم..اما اینبار نه آرزوی بالهایم را دارم نه سر نیست شدنم را..
باید درخت شد و پای جاده ماند و نگاه کرد و نگاه کرد و نگاه!
توهم دیدی دستانم چه ساده بوی دخترانگی میدهند چه آسوده به گرمایت خو میگیرند و هر بار چه بیصدا میشکنند در نبودنهایت..سیالم میکنی معلق میمانم..حل میشوم در شوری دریا هایی که من را تنها اسمی در خاطراتت میکند..کاغذی در کیف پولت و تصویری گم شده در چشمهایت..سنگینی اشکهایم را گرمای دستان دیگری از شانه هایت میدزد..شوری لکه هایش را باران برمیگرداند در همان دریایی که من را از تو دور کرده و تو را با من غریبه!؟
دلمرده شده ام از جاده های که پیمودنشان،تنها منرا بر میگرداند به اول آنجایی که بودم..دایره ای که آغاز، تمام نبودن هایم بود و هست اگر نباشی!
*گه!
با تلفظ غلیظ گ!
و تلفظ آبکی ه.!
میپیچند..آهسته و بیصدا،به دور پاهایم
صدایت..نگاهت و دستانت
منرا بنفش میکند٬خودش را سبز
میلغزند،آهسته و بیصدا،به دور گردنم
تمام خاطراتم را میمکد
شبهایی که برف میبارد
چشمانم را قیچی میکنم
میگذارم در کف دستانت
روشنایی و گرمایم برای تو!
در این هوای تب دار با کدام منطق باید این شترهای آبی را راضی به ماندن بر روی زمین کرد؟!
تمنای پرواز دارند بیشرفها...
دیدی چطور سقوط میکند
آدم را یاد خودش میاندازد.!
*دود..قهوه..باررون..کیک آشنا شوکولاتی!..رانندگی بدون ترمز..پنجره باز..اب آلبالو..دور دور با کارت سوخت ماتیز حتی..با اسانس طبیعی موزیک!
بیحوصلگی هایت را درک میکنم حتی وقتی که بهانه ای برایشان نداری نگاهت میکنم..آنقدری که پیش من بازگردی شانه بالا انداختنهایت اما این سرما بی امان درونم را چه کنم؟؟ میخزم لابلای خاطراتم.. - مشتی از یک روز آفتابی - بجای انگشتان تو در دستم میگذارم تا آرام آرام بسوزد و مرا آب کند دود رویاهایم را میدزدد از من دور میشوی قبل از رفتنهایت هر بار و هر بار تنها من میمانم هر بار و هر بار
*قسم میخورم از تک تک این آدما متنفرم..از اینکه بزوور باهاشون حرف بزنم..و بخندم..دلم میخواد بیارم بالا تماامشو...تمام آت اشغالی که این همه سال جمع شده توم..تمام کثافتهایی که شما اروم اروم بخوردم دادیین...بیارم بالا درست تو صورت تو..میخوام اینبار به جای کلمه به جای حرف زدن اووووووغ بزنم تو گوشتون..تو حلقتون..تا خفه شین..
هیچی درست نیست..
پر شدم
هیچی هم عوض نمیشه عوضی...تفنگی هم که دستمه همینو میگه...
۹:۵*